جمعه سیزدهم بهمن 1391

اطلاعیه ایجاد وبلاگ شورای جوانان توسعه بخش ارشق

به اطلاع کلیه جوانان منطقه ارشق میرساند این وبلاگ در جهت انعکاس فعالیتهای شورای جوانان توسعه منطقه ارشق در  حال راه اندازی می باشد از تمامی جوانان فعال منطقه ارشق جهت بازدید وتبادل افکار دعوت به عمل می آید.

 

 


 

با تشکر مدیر وبلاگ


برچسب‌ها: منطقه ارشق, کمیته جوانان توسعه بخش ارشق, بخشداری ارشق
نوشته شده توسط شورای جوانان توسعۀ بخش ارشق در 23:42 |  لینک ثابت   • 

جمعه دوم خرداد 1393

تصاویری زیبا از بارش باران بهاری شهر رضی -1/3/93

نوشته شده توسط شورای جوانان توسعۀ بخش ارشق در 0:31 |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1393

مددکار نمونه استان اردبیل ،سرپرست اداره بهزیستی منطقه ارشق

  

 به مناسبت میلاد امام علی (ع) و روز مددکار در همایشی که جهت تجلیل از مددکاران نمونه کشور با حضور ریئس جمهور کشورمان آفای دکتر روحانی و مددکارانی نمونه از سراسر ایران در سالن همایش اندیشه تهران برگزار گردید .
در این مراسم سرپرست مجتمع بهزیستی  منطقه ارشق «خانم حمیدی رزی »که به عنوان «مددکارنمونه استان اردبیل »معرفی شده بوده اند لوح تقدیر و تندیس این روز را دریافت نموده اند.
شورای جوانان توسعه منطقه ارشق ضمن تبریک برایشان و تمام زحمت کشان این منطقه آرزوی موفقیت و سربلندی را دارد.
شورای جوانان توسعه مطقه ارشق

نوشته شده توسط شورای جوانان توسعۀ بخش ارشق در 22:28 |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1393

تندیس دئوه داشی (سنگ شتر )در منطقه ارشق

 

 تندیس  معروف «دئوه داشی »یا همان «سنگ شتر »که امروزه مورد استقبال بازدیدکنندگان در دنیای مجازی و هم چنیین مورد استفاده در سایت های گوناگون گردشگری قرار گرفته است . ولی با توجه به اینکه  درج اطاعات ما درمورد این سنگ و مکان دقیق آن بسیار ناچیز می باشد از کلیه بازیدکنندگان و افرادی که اطلاعات دقیق تری در  مورد این تندیس و ویژگی کلی آن و هم چنیین عکسهای دیگری که از این تندیس دارند خواهشمند است با درج در این وبلاگ در جهت شناسایی این تندیس در منطقه ارشق ما را یاری فرمایند

*طبق اطلاع این سنگ در  روستای مرزی لنگبیز قراردارد.

با تشکر -شورای جوانان توسعه منطقه ارشق

نوشته شده توسط شورای جوانان توسعۀ بخش ارشق در 13:22 |  لینک ثابت   • 

شنبه بیستم اردیبهشت 1393

نوشته شده توسط شورای جوانان توسعۀ بخش ارشق در 22:51 |  لینک ثابت   • 

دوشنبه پانزدهم اردیبهشت 1393

عاصم اردبیلی دعوت حق را لبیک گفت

 

 

 

سورو جان اومما فلکدن!
فلکین نه قدر یوخدو وفاسی؛او قدر چوخدی جفاسی
نئینمک قورقو بو جوردور .........

جهنمده بیتن گول" حکایتی است واقعی از ماجرای عاشق شدن دختری (سوری) از روستای "الموت" یکی از توابع قزوین به یک پسر اردبیلی به اسم ایوب که ظاهرا" آنجا سربازمعلم (سپاه دانش) بوده است.این ماجرا حدود 30- 40 سال پیش اتفاق افتاده و این دختر خانم "70" ساله (سوری) هم اکنون در اردبیل زندگی می کند، این حکایت را چند سال پیش استاد "عاصم اردبیلی" یکی از شاعران برجسته معاصر به صورت نظم و در کمال زیبایی نوشته است.
این شعر بدون هیچ تردیدی شاهکار شاعر آن است. شاید دلیل جذابیت شعر، واقعی بودن داستان آن است. داستان از این قرار است که یک پسر اردبیلی در دوره سرباز معلمی خود، در دامنه کوه های الموت با دختری آشنا شده و ارتباط عاطفی برقرار می کنند.نام این دختر سوری است. (احتمالا سوری مخفف یک اسم باشد مثلا مخفف صغری) تا اینکه دوره سربازی پسر تمام می شود و وی به اردبیل باز می گردد. سوری به انتظار بازگشت معشوق می نشیند. اما خبری نیست. از هر مسافری خبر می گیرد. اما هر امیدی به نا امیدی ختم می شود. تا اینکه سوری به اردبیل می آید. کوچه به کوچه و خانه به خانه به دنبال یار سفره کرده می گردد. و او را در خانه خود در کنار همسر می یابد. سوری در اردبیل می ماند و گفته میشود که عشق این پسر او را دیوانه کرده است٫ عشق سوری زمینه ای می شود برای شاعر بسیار توانای اردبیلی استاد عاصم اردبیلی تا شعری بسراید که به واقع شاهکار است.

 

***                                 ***                                 ***

 

نمونه یکی از اشعار این شاعر که :

ساقی زامانین جبری منی سالسادا هی ده ن

سرشار ائله جان ساغری نی قیرمیزی می ده ن

هجران ستمین ده ن اوجالیب گوگ لره ناله ام

سوسدورمنـــی آنجاق سوروش احوالیمی نی ده ن

من مدرسه ده تکجــــــــه بو بیر نکته نی قاندیم

مشکل آپارام فایـــدا(الف) ده ن یادا(ب)ی ده ن

قانمـاق نه قه‌در چوخ او قه ده ر یانماقین آرتیق

بختین بو قه‌در باغری نی چاتلاتما گیلی ده ن

دونموش بییینه گون ده کسر یوخدور اریتسین

بوشلا قوزئ یی باشلاما افسانـه گونئی ده ن

خرمایه یاخینلاش نئجــه کی حضرت زاهد

گوزیومدی خداده ن ولی گوز یوممادی ری ده ن

قاضی کی قضاوت ده اوگئی دوغمـاسی اولدو

باج آلمالی دیر حشـره کیمی دوغما اوگئی ده ن

ایمان ائوی کفرین پیله گی ایلن یئخیلانـدیر

هریئرده اجل قصری اگر سست اولا پی ده ن

قانماز ائله قانمازدی باشـی عرشه ده چاتسا

یوخ فرقی پاریس ده ن اولا صادر یا رضی ده ن!!

باغلاردا یئرین برکیـده بیلسه قارا قارقا

بولبول چیخا بیلمـز یازا قورتارسادا دی ده ن

انسانی فنرمثلی کی یئغدین آچیلاندا

گاه آنکارادان باش چیخـادار گاه دا دوبی ده ن

سانما کئ یئ یب ظلمکارا قارشی قلم لر

تابوته دونر تخت قلم چیخــدی کی کئی ده ن

ایسترسن اولاغ یوللانا قارداش یئمین آرتیـر

عیسی ائله ین معجزه نی اومما هـوچی ده ن

رستم سن اگر گوجلو اولانمازسن اجل ده ن

سلطان سان اگرفایدالان افسانـه ی کی ده ن

جسمون کی نهایت ده اولار قورد قوشا قسمت

منده ن سوز ائشیت ائیله حضر اوچ دانا پی ده ن

پول دور بو اوچون ان بویوگی هر قده ر آرتسا

قاپمــاق دا یقین سبقت آلارسان آنا لی ده ن

پارتی نظریم دیر او ایکینجی پی یه دایـر

پارت ایلا آشان ایش سالاجاق پی سری هی ده ن

آیدین دیر اوچونجو پی علامت دی پلـوودان

بوکسون کیسه سی گورنه یه وارث دی کلی ده ن

دوزگون سوزونه(عاصم) اگر مشتری قالسا

ائل لر آرا نشر اولمالی دیر چیخسـا اوکی ده ن

 

نوشته شده توسط شورای جوانان توسعۀ بخش ارشق در 19:37 |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه یازدهم اردیبهشت 1393

پارک قیزیل قیه رضی _ تکمیل یا تخریب !!!؟؟

از دومین پارک شهر رضی که چندین سال است از  آغاز به کار آن گذشته و  توجه شهروندان و رهگذران را آن زمان به خود جلب کرد چه خبر ؟؟؟

پارک و آبشار قیزیل قیه که مراحل ابتدایی احداث آن به خوبی پیش می رفت  متاسفانه دچار سرنوشت شومی شده!!!...دیگر از یاد مسئولین حتی شهروندان هم  رفته!!..پارک و آبشاری که در بهترین نقطه شهر رضی و در تیر راس مسافران و رهگذران قرار گرفته و منظره طبیعی آن در طول این سالها اگر تکمیل و به پایان می رسید   چهره بسیار جالب و چشم نواز ی به شهر  میداد، ولی  صد افسوس که نه تنها پروژه  تکمیل این پارک بطور کلی متوقف شده آن قسمتی هم که اوایل احداث شده بود خود به خود تخریب می شود ..گویی سنگها و سیمانهایش هم به تکمیلش امید ندارند!!...با وجود این بی توجهی در طول این سالها اگر خود قیزیل قیه به شکل طبیعی خودش میماند  بهتر بود تا اینکه این قلعه ی طبیعی به این شکل روز بیفتد !!؟...

تهیه تنظیم : شورای جوانان توسعه منطقه ارشق

عکس: خانم عظیمی

نوشته شده توسط شورای جوانان توسعۀ بخش ارشق در 12:49 |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه بیست و هشتم فروردین 1393

نیم نگاهی به چهره نازیبای شهر رضی

شهر مرزی وزیبای رضی که شاید به دلیل برخی کمبودها ونا ملایمات سا لها ی پیشین توسعه چندانی با توجه قدمت وپیشینه آن نداشته باشد ولی با وجود این یکی از شهرها ی زیبای استان اردبیل  محسوب می شود در سالهای اخیر هر چند رضی با توسعه زیر ساخت، تکمیل پارک ها ،افزایش فضا ی سبز، تزیین معابرو000چهره ی شهری منا سبی به خود گرفته است ولی همچنان ورودیها ی شهر وبا زارآن در وضعیت نا بسامانی بسر می برد. وجود مغازه های متروک ومخروبه وقدیمی در ورودیها ی شهر وبازار چهر ه نا منا سبی به شهر می دهد که تدابیری مهم در جهت  زدودن این نا زیبایی ها هم از سوی شهرداری ومسئو لین وهم از سوی مالکان آنها را ایحاب می کند.

 بدیهی است شهرداری با توجه به مجوزهای قا نونی کهدر چهارچوب  قوانین شهرداریها بر عهده این سازمانها قرارداده رفع هر گونه عواملی را که مخل شهرنشینی و چهر ه نا مناسب  شهری است  را بر عهده دارد.

 در این راستا علا وه بر وظیفه مسئولین  این امر،احساس مسئولیت تک تک شهروندان نیز در ایجاد یک چهره مناسب برای شهر خودرا می طلبد.

 بنابراین مغازداران محترم شهر نیز ضمن رعایت نکاتی هر چند ناچیز در این امر مهم می توانند یا ریگر مسئولین شهر زیبای خود باشند.

ازجمله :

بهبود وضعیت ظاهری سا ختمانها ومغا زه ها واستفاده از مصالح مناسب ، باز سازی پله هایی که مغازه داران اکثرا با (بلوک وسیمان) سا خته اند ودر اثر گذشت زمان تخریب شده و چهره نامناسبی که به مغازه و هم به بازار می دهد.

-عدم رنگ آمیزی نا متناسب درب مغازه ها وعدم نصب انواع بنرهای تبلیغاتی نا متعارف وپار چه های رنگا رنگ در اندازه های مختلف بر سردر آنها

-عدم جمع آوری وسایل و محتویات مغازه ها در بیرون مغازه ها وجلوی درب آن و آویزان نکردن آنها ازدرودرخت های اطراف مغازها وعدم ایجاد سد معبر توسط فروشندگان

- متناسب سازی مغازه ها با شغلی که انتخاب کرده اند مشاهده می شود مغازه ای بنر شیرینی فروشی یا ساندویجی برسردر مغازه نصب نموده در صور تیکه از ظاهر مغازه هیچ  مشتری با فرهنگی  رغبتی نسبت به خرید از آن  مغازها را به دلیل بهداشت ظاهری ساختمان و وسایل آن  را ندارد

- تهیه سا یبان متناسب توسط مغازه داران وعدم استفاده آنها ازسایبانی که با چسباندن چند تکه پارچه یا  کیسه آرد یا برنج درست شده که منظره بسیار نازیبای به بازارشهر می دهد

-عدم ریختن زبا له ها وجعبه های وسایل و میوه جات در جلوی مغاز ه ها

بدیهی است برای داشتن شهری زیبا نیاز به همکاری تک تک شهروندان با مسئولین شهررا ایجاب می کند

تهیه وتنظیم : شورای جوانان توسعه منطقه ارشق

عکس:خانم عظیمی

نوشته شده توسط شورای جوانان توسعۀ بخش ارشق در 18:12 |  لینک ثابت   • 

دوشنبه بیست و ششم اسفند 1392

ارشق دیار فراموش شدگان

از مشکین شهر که راه بیفتی تا ارشق فاصله ای نیست،اما تنها به لحاظ مسافت اینگونه است والا فاصله واقعی بسیار است . . .آرام آرام راه می افتم به سوی سرزمین که  بدانجا تعلق دارم رود خانه قره سو را که رد می کنم غمی عجیب تمام وجودم را در بر می گیرد سکوتی عجیب بر منطقه حکم می راند.اما در پس این سکوت دردی عظیم نهفته است که تاکنون هیچ زبانی را توان گفتنش نبوده و هیچ قلمی را یارای نوشتنش نیست.منطقه ای وسیع با ۲۰۰۵ کیلومتر مربع مساحت،با ۵۶ کیلومتر مرز مشترک با جمهوری آذربایجان ،گندمی مرغوب،زمینهای حاصلخیز و مستعد ، مردمانی غیور ورنج دیده اما سرفراز.مردمانی که به مناعت طبع شهره اند.جاده ای خلوت که سالهاست از آسفالتش می گذرد و درد را به اتومبیل منتقل می کند و صدای آه و ناله ماشین را در می آورد .ماشینها گاهی بهتر از ما انسانها درد را درک می کنند.در مسیر روستاهایی را می بینم که خالی اند از سکنه،آوار خانه هایی که روزی سکونتگاه و پناهگاه مردمان این دیار بودند بر سرم خراب می شوند.در کوچه پس کوچه ها دیگر خبری از کودکان و بازیهای بچه گانه شان نیست ، دیگر صدایی از تجمع جوانان در روستا به گوش نمیرسد.جوانان عطای منطقه را به لقایش بخشیده اند.وعازم شده اند به سوی دوردستها در جستجوی یک لقمه نان . . .اینجا سراغی از نشاط نیست ، امید در نطفه ها خفه شده و تا کنون تدبیری مناسب بکار گرفته نشده.همه فراری اند از تبعیض ، خسته اند از بی توجهی .اینجا سکوت را تنها صدای پیر مردان می شکند.اینجا نگاههای سنگینی هم وجود دارد نگاه حسرت بار مادران منتظر . وقتی تعقیبشان میکنی در امتداد نگاه هایشان به دور دستها می رسی ، که در آن دور دستها فرزندانشان مشغول کارند. و مادر مجبور است هر شب در بی خبری از آنان سر بر بالین بگزارد.مدارس این منطقه نیز از فرط بی دانش آموزی برخی تعطیل شده اند و در برخی دیگر نیز اوضاع بد نیست و تعداد دانش آموزان کم کم به تعداد معلمان نزدیک می شود.در حیاط مدرسه هم دیگر سراغی از هیاهو و بازیهای گروهی نیست چون تعداد لازم برای بازیهای گروهی مهیا نیست.نزدیک غروب است کم کم به قوشه میرسم روستایی که در زمانی نه چندان دور قلب تپنده ارشق بود ، مرکز تجاری اش. دهستانی بود با مغازه های پر زرق و برق . اما اکنون از آن قوشه فقط نامی به یادگار مانده است . قوشه فرو رفته در بهتی عجیب و عمیق.قوشه پر درد بر تپه های باستانیش آرمیده است و در دل آبستن درد های بزرگیست دردی هم چون مهاجرت غیور مردمانش.من بالای تپه ای که قبرستان قوشه در آن قرار دارد می نشینم وغروب زیبای خورشید را می نگرم  در پایین دست رودخانه قوشا را میبینم که زمانی پر بود از آب و باغهایی که خشکیده اند و صاحبانشان آنها را رها کرده اند به حال خویش.منطقه من هم چون تاریخ کهنش غریب مانده است.ذهنم دیگر کشش این همه درد را ندارد اما دل پر دردم فریاد بر می آرد کجایند مسئولینی که در زمان انتخاباتشان وجب به وجب ، کوی به کوی روستاهای منطقه را برای انتخاب شدنشان در سراغ رای می گردند . چرا اکنون سراغی از منطقه رنجورم نمیگیرید؟

منطقه ارشق از بی آبی دارد جان میسپارد . . .

ولی مستی

نوشته شده توسط شورای جوانان توسعۀ بخش ارشق در 15:6 |  لینک ثابت   • 

دوشنبه نوزدهم اسفند 1392

فضول خان


من بازم اومدم؟

شورای جوانان : ببخشین بجا نیاوردیم آخه ما خودمونم چرا دروغ بگیم چند ماهی نبودیم هیشگیم پیگرمون نشد جوانان کجا رفتین ؟چی شده.. بگذریم..حالا بگین شما؟

ای بابا منم دیگه فضول خان سایت...قبلا مدتی فعالیت کردم بعدشم تصمیمات مقطعی دیگه چی بگم!!

شورا: آهان فضول خان سایت خبری منطقه ارشق...اقا شما که همون موقع رفتین دیگه فضولیم نکردین..چی شده که دوباره اینجا اومدین گفته باشم از چای و شیرینی خبری نیست شرمنده...ما دیگه جلسه هم نداریم این روزها چ برسه به...

فضول خان:نه دیگه چایم نمیخام..یعنی نمدونین برای چی اومدم!!؟

شورا: آآهان... فهمیدیم نکنه برا...امروز سایت منطقه رو زدیم اردبیل پرس در اومد!!!!!!!؟

فضول خان:آره دیگه..

شورا:خوب حالا شما چرا عصبانین!؟

فضول خان:آخه اردبیلشو میدونم این پرسش چیه دیگه !!؟ همه رسمیت این سایت به ارشق بودنش بود و خبرهای منطقه...

شورا: چی بگیم وآلله ملت پیشرفت میکنن دیگه ..نه اینکه خبرهای منطقه رو خوب  پوشش دادند حالا استانیش کردند آخه نه اینکه  استان با کمبود سایت خبری اینجوری مواجه !!!! حتما صلاح در این بوده..حالا در مورد اسم پرس فک کنم از آسوشیتِد پِرِس (انجمن مطبوعات وابسته (به انگلیسی: Associated Press)) به طور مخفف AP یک آژانس خبرگزاری آمریکایی است و بزرگ‌ترین سازمان  خبر گزاری از این نوع در جهان است.گرفته شده.!!!!!!!

فضول خان: ادامه ندهید هنگ کردم!!

شورا: زیاد فکر نکن..شما  اگه و اقعا میخواهین فضولی کنین خوب هردم می تونین بیاین وبلاگ جوانان ..خوب چی میشه...این وبلاگم از غریبانگی در میآد..

فضول خان : واقعا ..من که خوشحال میشم ...خوبه اگه شما هم موافق باشین  برای شروع از  شهرداری امور شهری وشورا.. .فضولی کنم؟

شورا: استغفرالله..اولا تا اون حد فضولی نکن بعدشم  شاید صلاحیت نداری ..در ضمن اسمشم نیار..مگه سرت درد میکنه .. آدم بره معدن زغال سنگ شبانه روزی عین لودر سنگهای سنگین  جابجا کنه  اونجا کار نکنه...چه برسه فضولی کنه...گزینه بعدی؟

فضول خان : بخشدآ..

شورا:ای بابا میخوای این وبلاگم  شبانه رو سرمون خراب بشه..اونجا هم صلاحیت نداری گزینه بعدی ؟

فضول خان: درمانگاه..اداره جات ..خیابون .. بازار ...سایت های خبری ..آب و هوا..؟؟ کدومش بگو ما هم تکلیفومون بدونیم؟در ضمن این وبلاگتونم هی گل وبلبل هست یکم قالبشو عوض کنین؟

شورا : حالا تو فضولیاتو جمع کن بیار بعدش شاید در موردش تصمیم بگیریم؟در ضمن این فضولی ها به شما نیومده! :)..ولی  باشه اونم شاید تغییر بدیم

فضول خان: در مورد سایتی که با اسم ارشق اومد و هلیک ولیک اولین سایت خبری منطقه وووو وووو فضولی نکنم

شورا: ببینم حال چی میشه.. شایدم  استانیشو بین المللیش کنن به ما چه ...فضول خان خستمون کردی برو فضولی

نوشته شده توسط شورای جوانان توسعۀ بخش ارشق در 21:15 |  لینک ثابت   • 
مطالب قدیمی‌تر